خرید بک لینک

آینه ای برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم

تو مرا آزردی

که خودم کوچ کنم از شهرت ...

بکنم دل ز دل چون سنگت، تو خیالت راحت....

میروم از قلبت،

میشوم دورترین خاطره در شبهایت ....

تو به من میخندی

و به خود میگویی:باز می آید و میسوزد از این عشق ولی....

برنمیگردم ،نه!

میروم آنجایی ک دلی بهر دلی تب دارد،

عشق زیباست و حرمت دارد....

تو بمان!

دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد بی روح شده است !

نیش و خنجر شده است!

تو بمان در شهرت ...

برچسب: نویسنده: یوسف مرادی تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 11:44

صفحه بندی