خط خطی ۲۸

تعرفه تبلیغات در سایت
از ما که تا دلتان بخواهد گذشته است 

لااقل به خورد بچه هایتان ندهید که 

دخترها برای زن شدن باید به تختی دو نفره 

از عروس شدنشان دل ببندند !!

 

باور کنید من به چشمان خویش 

زن شدن دختر همسایه مان را 

بی آنکه تن به هم آغوشی کسی بگذارد

 دیده ام که این طور با اطمینان 

 برایتان می گویم 

 

دختر همسایه روبروی خانه ما 

دیگر موهایش را رها در باد نمی کند 

 

از پنجره ما اگر کمی نگاهش کنید 

متوجه می شوید چه طور موهایش را 

به کشی ساده جمع به شانه چپش می کند 

تا چهره اش از دختر بودن فاصله بگیرد 

 

یادم هست قدیم ترها که راه می رفت 

پاهایش انگار روی هوا قدم میگذاشت و 

صدای خنده های دوستانه اش هر نگاه گذشته 

از کنارش را برگشت به دید دوباره می کرد 

 

این روزها دیگر دستکش صورتی خوش رنگش 

را دستش نمی کند 

قدم هایش را محکم بر می دارد 

و سریع راه میرود

 

دیگر کنار مغازه ها برای تماشای 

اجناس جدید نمی ایستد 

دیگر خرید کردن برایش هیچ تفریحی 

به حساب نمی آید و هیچ اتفاقی هم 

نمی تواند او را وادار به هم صحبتی 

با هر مرد دیگری کند 

 

یک بار که به پنجره اتاقش خوب دقت کردم 

دیدم گل های سرخ خشک شده را از بین 

کتابی بر میدارد ،بو می کشد 

با دستمال اشک هایش را پاک می کند 

دوباره برگ های خشک شده را بوسیده 

سر جایش قرار می دهد 

 

او دختری است که تنها با بوییدن عشق 

و بی آنکه لمس مردانه ای در کار باشد 

برای خودش زنی شده است متعهد 

تا هیچ نگاه هرزی نتواند مزاحم تنهایی 

اش شود 

 

 

میدانید که

 در شهر ما دختر که زن می شود 

مجبور است برای کمی تنهایی ،دنیا دنیا 

فریاد تعهد بکشد تا بلکم مردان به ظاهر

خیر نیت دست از سر روزگارش بر دارند

تا شاید بتواند همانند دختر همسایه روبروی ما

در تنهایی خود ،بودن با خیال عشق واقعی اش را تجربه کند .

 

پ ن :  وقتی که رفت من با دوچشم خویشتن دیدم که جانم میرود.( رها-دلشکسته )

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:40
برچسب‌ها :