خط خطي۳۱

تعرفه تبلیغات در سایت
علاقه اش را همچون دارویی خیال انگیز که هیچ وقت جرات قبول کردنش را نداشتید ب شما تجویز می کند شما زودتر از آنچه تصور کنید این جلب توجه از سمت او را با اشتیاقی شدید همچون اشتیاق به مواد مخدری که تا پوست ، گوشت و استخوانتان نفوذ کرده دنبال می کنید حالا خودتان هم احساس می کنید وجودتان به همین راحتی وابسته و معتاد به بودن و داشتنش شده است قبل از هر احساس لذت یا شادمانی شما دچار احساس ترس می شوید ترسی که میدانید ریشه در این وابستگی دارد ابتدا سعی می کنید برای رفع این ترس با روحتان در قبال این این داروی خوش خط و خال مقاومت کنید اما با این کار به یک باره مریض و دیوانه می شوید چون تا مغز استخوان وجودتان به این توجه نیاز شدید و اساسی دارد پس سعی میکنید برای نجات روحتان هم که شده به مرحله قبلی بازگشته و پاگیر این دوای تجویز شده از چشمانش بمانید حالا با این تصمیم یک مرحله بیشتر خودتان را به مرگ نزدیک می کنید چون آن لعنتی که این دارو را به خورد وجودتان داد دیگر از دادن دوباره آن به شما خودداری می کند این یعنی او در قبال تصاحب چیزی از وجود شما حاضر به فروش دوباره آن مواد می شود ! این سطح از آگاهی به یک باره شما را لاغر و گوشه گیر می کند چون خودتان هم می دانید آخر ایمانتان را برای تصاحب دوباره اش معامله خواهید کرد حالا زندگی تان سر به سراشیبی تندتری می گذارد چون بعد از این فروختن طوری به چشمانتان نگاه می کند که انگار هیچ وقت و هیچ کجا شما را ملاقات نکرده است شما حالا هم دارد دستانتان میلرزد هم اشک هایتان فرو میریزد چون حتی دلتان توان سرزنش کردن این به اصطلاح آدم را ندارد داستان زندگی شما تمام است شما به آخر خط رسیده اید ...

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:39
برچسب‌ها :